حاج هویج الدین پیازاللهی
حاج هویج الدین پیازاللهی
@jalebiani
Apr 29 4 months ago 28 tweets Read on X

قسمتی از یک متن اقتصادی به زبان ساده رو ترجمه می‌کنم، و در قسمت تحلیل خودم از اپوزوسیون ضد دموکراتیک ایران رو می‌ذارم. 👇
---
حدودا ۵٪ انسان‌ها در آمریکا زندگی می‌کنند. این میزان ناچیز تا همین اواخر حدود یک سوم انرژی و کالاها و یک چهارم مواد خام جهان را در اختیار داشتند.

این به خاطر این نبود که دیگران نمی‌خواستند، یا اینکه آمریکا چنان کالای مرغوبی تولید کرد که بقیه جهان در ازاش تمام ثروت خود را تقدیمش کردند.

بلکه آمریکا به عنوان قدرت اول، الگوهای مبادله نامتعادلی را بر بقیه جهان تحمیل کرد و این بخش بزرگی از ثروت جهان را به داخل آمریکا منتقل کرد.

این چیز جدیدی نیست. در زمان خود، امپراطوری بریتانیا بخشی حتی بزرگتر از ثروت جهان را قبضه کرده بود، و قبل از آن هم اسپانیا و غیره.

امپراطوری‌ها وقتی به وجود میایند که یک کشور انقدر قدرتمند شود که با چیرگی کامل بر دیگر کشورها، ثروت آنان را بچاپد.

امپراطوری آمریکا در پی فروپاشی امپراطوری بریتانیا، در طول جنگ‌های اروپایی در اوایل قرن بیستم به وجود آمد. در آن برهه نقش هژمون جهانی قابل دسترس بود و در سال ۱۹۳۰ تقریباً واضح بود که آلمان، شوروی یا آمریکا در نهایت این نقش را پر خواهند کرد.

طبق معمول، دو گروه با هم متحد شدند تا سومی را از بین ببرند، و سپس با ایجاد حوزه‌های نفوذ رقابتی با هم درگیر شدند تا اینکه یکی از بین رفت. هنگامی که شوروی در سال ۱۹۹۱ فروپاشید، آمریکا به عنوان آخرین امپراطوری پابرجا نمایان شد.

فرانسیس فوکویاما در آن زمان مدعی شد که آمریکا تا ابد این جایگاه را حفظ خواهد کرد. اما در طول زمان، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی امپراطوری شرایطی را که امپراطوری را ممکن می کند، از بین می برد. سرعت زوال امپراطوی بستگی به مکانیسم استخراج ثروت از کشورهای تابع امپراطوری دارد.

مکانیزمی که آمریکا برای این هدف به کار برد، مبتکرانه بود، اما حتی کوتاه‌مدت‌تر از مکانیزم‌های دیگر. به زبان ساده، آمریکا یک سری ترتیبات را بر اکثر کشورهای دیگر تحمیل کرد که تضمین می‌کرد بخش اصلی تجارت بین‌الملل از دلار آمریکا به عنوان وسیله مبادله استفاده کنند.

و در ضمن کاری کرد که سهم روزافزون فعالیت اقتصادی جهان مستلزم تجارت بین‌المللی باشد.

این امر به دولت آمریکا اجازه داد تا از طریق کسری‌های عظیم بودجه، دلار تولید کند، به طوری که آمریکایی‌ها بتوانند از آن دلارها برای خرید مقادیر زیادی از ثروت جهان استفاده کنند.

از آنجایی که دلارهای مازاد توسط بانک‌های مرکزی و شرکت‌های تجاری خارج از کشور که برای تجارت خارجی خود به آن نیاز داشتند، جمع‌آوری میشد، تورم تحت کنترل باقی می‌ماند در حالی که طبقات ثروتمند در آمریکا سودهای کلان می‌بردند.

البته مشکل این مکانیزم مشکل همه مکانیزم‌های هِرَمی است: دیر یا زود همه هر چقدر دلار می‌خواستند جمع کرده‌اند و کسی نمانده با چاپ دلار بتوانید ازش منابعش رو بخرید.

این به بحران مالی سال ۲۰۰۸ منجر شد. از سال ۲۰۱۰، آمریکا از یک بحران به بحران دیگر می رود. این اتفاقی نیست.

پمپ ثروتی که آمریکا را در راس هرم جهانی نگه داشته، در حال از کار افتادن است. تعداد زیادی از کشورها یاد گرفته‌اند سهم بیشتری از ثروت خود را نگه دارند، از جمله از طریق استفاده از بازار داخلی و یا وضع نوع محدودیت‌های تجاری‌ای که خود آمریکا قبل از ۱۹۴۵ برای ساخت اقتصاد خود داشت.

کی این پمپ ثروت از کار خواهد افتاد؟ وقتی روسیه به اوکراین حمله کرد، آمریکا تعداد زیادی تحریم بر روسیه وضع کرد که قرار بود روسیه را از کار بیاندازد. ظاهرا کسی به بایدن نگفته بود که همه همیشه به ساز آمریکا نخواهند رقصید. چین و هند هر دو واردات از روسیه را نه کاهش بلکه افزایش دادند.

برای دهه‌ها، تهدید قطع تجارت بین‌الملل توسط تحریم‌های آمریکا، چوب بزرگی بود که واشنگتن برای تهدید کشورهای سرکشی به کار می‌برد که برای تهاجم ایالات متحده به اندازه کافی کوچک یا برای عملیات تغییر رژیم تحت حمایت سیا به اندازه کافی شکننده نبودند.

در طول سال گذشته، معلوم شد که آن چوب بزرگ پوسیده شده و در دست جو بایدن فرو پاشیده است. در نتیجه، در سرتاسر جهان، کشورهایی که فکر می‌کردند چاره‌ای جز استفاده از دلار ندارند، به ارزهای دیگر روی می‌آورند. دوران طلایی دلار آمریکا به عنوان وسیله مبادله جهانی به پایان رسیده است.

ادامه متن را می‌توانید اینجا بخونید. من در ادامه رشته تحلیلم از مسائل ایران رو با توجه به مقدمه بالا می‌نویسم. 👇

از زمانی که آمریکا با کودتای ۲۸ مرداد برای دزدی منابع کشور برای ایران حکومت تعریف کرد تا به امروز، در ایران مساله داخلی و خارجی به هم گره خورده. ایران کشوری است که نسبت به کشورهای صنعتی تکنولوژی‌اش عقب است، اما منابع طبیعی بسیار دارد. فروش منابع طبیعی و خرید صنعت، منطقی است.

و در نتیجه، توانایی ایران به شرکت در بازار جهانی، تاثیر مستقیم روی معیشت مردم ایران می‌گذارد.

آمریکا به عنوان امپراطور، علاقه‌ای به اینکه ایران صنعتی شود ندارد. هدف آمریکا پمپاژ ثروت از ایران به آمریکاست.

در نتیجه در دوران شاه، عده کمی که نوکر آمریکا بودند وضعشان خوب بود و در دیگر قسمت‌ها فقر بی‌انتها. همان فقرا بودند که نهایتا انقلاب ۵۷ را رقم زدند.به همین خاطر است که جوانان امروزه با تحریف‌های تاریخی منوتو و غیره، دلیل انقلاب ۵۷ را نمی‌توانند درک کنند و می‌گویند مردم خر بودند.

اما انقلاب ایران، آمریکا را شکست نداد. آمریکای امپراطور، صرفا با وضع تحریم‌ها توانست ایران را عقب‌مانده نگه دارد. پیام آمریکا برای همه جهان واضح بود: یا برده من باشید، یا بمیرید.

اما همانطور که توضیح داده شد، آمریکا رو به افول است و در طول ۲۰-۳۰ سال آینده قدرت برتر نخواهد بود.

در اینجا می‌توان برای ایران دو آینده متصور شد که هر دو به مناسبات جهانی آینده متصل‌اند:

یک: در طول ۴۰-۵۰ سال آینده، دنیا هژمون مطلق نخواهد داشت. در این دوران ایران می‌تواند عقب‌ماندگی تاریخی خود را جبران کند، صنعتی شود، اقتصاد قوی تشکیل دهد، و به شکوه گذشته خود بازگردد.

اما این تصور اپوزوسیون غرب‌پرست و ضد دموکراتیک نیست. اپوزوسیون، فوکویامایی است. درک تاریخی و اقتصادی ندارد و در نتیجه قدرت آمریکا را ابدی می‌بیند. در ذهن این افراد، نابرابری‌های جهانی که ایرانیان از آن رنج می‌برند، بخشی طبیعی و جدا نشدنی از بشریت است.

و لذا، در آینده مورد علاقه آن‌ها، آمریکا همچنان قدرت اول جهان باقی خواهد ماند. آفریقایی‌ها همچنان فقیرترین مردمان خواهند بود. چینی‌ها خیلی بیجا کردند صنعتی شدند و امیدواریم به زودی آمریکا حسابشان را برسد.

نه، برای این گروه، هدف رفع نابرابری‌های جهانی نیست. نابرابری واجب است. تنها چیزی که لازم است تغییر کند این است که ایران با تقدیم کردن ثروتش به آمریکا، بخشی از امپراطوری آمریکا شود. در تصور اینان، آمریکا همچون خدایی بخشنده، به کشورهایی که رفتار خوب داشته باشند پاداش می‌دهد.

و خرسندی آمریکا، تنها راه رستگاری نه برای ایران، بلکه برای جهانیان است. و اینطور می‌شود که جنبشی که ادعای آزادی‌خواهی دارد در مقابل جنبش آزادی‌خواهی فلسطین می‌ایستد. جنبشی که ادعای برابری برای فقرا دارد وعده اعدام چپی‌ها را می‌دهد.

جنبشی که خود را ایرانگرا می‌نامد رستگاری را در بردگی برای دیگران می‌بیند. این جنبشی است که نهایتا هدفش نه رفع نابرابری بلکه تشدید نابرابری به نفع خود است.

در نتیجه، این جنبش مردمی نیست. مردم هر کجای جهان مردم‌اند. جنبش‌های مردمی به طور طبیعی با همدیگر وحدت دارند و ضد یکدیگر نمی‌ایستند.

کسانی که «مردم»اند و عضو این جنبش شده‌اند از روی ناچاری و درک پایین سیاسی-اقتصادی شده‌اند. این‌ها کسانی‌اند که جای تحلیل فحش دادن دوست دارند.

اما در آن واحد، می‌توان گفت که با ایجاد یک جایگزین دموکراتیک و ایرانگرای واقعی، می‌توانیم دل این کسانی که الان بهمان فحش می‌دهند را به دست آوریم. این‌ها نهایتا می‌خواهند زندگی خوب داشته باشند و آمریکاپرست‌ها هرگز نخواهند توانست زندگی خوب برایشان فراهم کنند.

دیر یا زود واقعیت به داستانسرایی چیره می‌شود و کسی دیگر انتظار رستگاری از طریق بردگی را نخواهد داشت. این چرندیات هم فراموش خواهند شد. چیزی که دموکراسی‌خواهان موظف‌‌اند در برهه حاضر انجام دهند این است که شرایط را طوری بچینند که ایران دنیای چند قطبی، ایرانی دموکراتیک باشد.

Missing some Tweet in this thread? You can try to Update

More Threads by @jalebiani

5 tweets • 24 days ago
Read Thread
17 tweets • 3 months ago
Read Thread
31 tweets • 4 months ago
Read Thread
28 tweets • 4 months ago
Read Thread
2 tweets • 5 months ago
Read Thread

Unroll Another Thread

Convert any Twitter threads to an easy-to-read article instantly

Have you tried our Twitter bot?

You can now unroll any thread without leaving Twitter/X. Here's how to use our Twitter bot to do it.

  • Give us a follow on Twitter. follow us
  • Drop a comment, mentioning us @unrollnow on the thread you want to Unroll.
  • Wait For Some Time, We will reply to your comment with Unroll Link.
UnrollNow Twitter Bot
Modal Image
0:00 / 0:00